على زمانى قمشه اى

47

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

كره‌هاى توپر ديده مىشود . در هر صورت ، ارزش جدّى كشف نويگه بائر در اين حقيقت نهفته است كه اين دستاوردها كه سرانجام به ايتاليا رسيد - كشورى كه كپرنيك چند سالى در آنجا سكنى گزيد - مىتوانسته است در مراحل متعدد انتقال خود ، در دسترس كپرنيك بوده باشد . زيرا آنها به زبان يونانى نوشته شده بودند ، زبانى كه كپرنيك توانايى خواندن آن را داشت . حال مىماند اينكه نشان دهيم ، كپرنيك يك‌بار يا بيشتر ، اين نسخهء مخصوص خطى يونانى را ديده يا دربارهء مطالب آن با كسى كه آن را مطالعه كرده بود ، بحث و مناقشه داشته است . ده سال بعد ، نويگه بائر با چاپ برگى ديگر از همان نسخهء خطى يونانى كوشيد ردّ پاى خط انتقال مزبور را ارائه كند . از آن برگ كاملا هويداست كه نسخهء يونانى ، شامل مدل حركت قمر نيز بوده ، و همچنين شامل نمودارى بوده است كه استحالهء « جفت طوسى » را به صورت اجسام توپر مجسم مىكند . البتّه هيچ بحث جدّى متضمن نقش اين نسخهء خطى ، پيش از آنكه چاپ انتقادى تمام متن يونانى صورت پذيرد ، نمىتواند انجام شود . تا آنجاكه من مطلعم ، تصحيح اين متن به‌وسيله ديويد پنگرى در دانشگاه براون در دست انجام است . مكتب مراغه و اخترشناسى اسلامى آثار ابن شاطر پرسش‌هاى بسيارى را بيش از آنچه پاسخ گويد ، پيش آورد ، و به سرعت ، از اين متون دانسته شد كه اثر ابن شاطر پيش از تأليف نهايه ، يعنى همان كارى كه او آن را تعليق الارصاد ناميده ، براى بررسى در اختيار نبوده است و در حال حاضر به عنوان اثرى مفقود تلقى مىشود . ما اينك ايدهء بسيار روشنى نسبت به موضوع آن متن داريم ، چرا كه در ساير آثار ابن شاطر چندين ارجاع به آن وجود دارد ؛ امّا هنوز فاقد آگاهى كامل نسبت به ارتباط مشاهدات رصدى و فرضيه‌اى هستيم كه در آن متن ظاهرا به تفصيل مورد بحث قرار گرفته است .